متولدین فروردین ماه
به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میکند
قلبا عاشق است و در عشق پا برجاست
متولدین اردیبهشت ماه
عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پرشهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد
متولدین خرداد ماه
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست
بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر از رویاهای عاشقانه است
متولدین تیر ماه
دلی نازک و پر از محبت و از دل سوختن می هراسد
متولدین مرداد ماه
عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمیکند
متولدین شهریور ماه
تا اخرین لحظه عمر ان را در قلبم نگاه خوهم داشت
عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است
متولدین مهرماه
در امور عشق ورزیده است و زندگی اش پر از ماجراهای عاشقانه است
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز یه اثبات می رساند
متولدین ابان ماه
هیجان عشق برای او زیبا و پر از جاذبه است و در عشق صادق است
متولدین اذر ماه
خوش بین است و راستگو و شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد
متولدین دی ماه
شاید در ظاهر بی احساس باشد .ولی در قلب گرم و پر از عشق دارد
متولدین بهمن ماه
عشق خود را دیر ابراز میکند و عاشق ازادی است. اولین عشق اپ قلبش را به تپش در می اورد و هرگز فراموش نخواهد شد.
متولدین اسفند ماه
در عشق بی نظیر است. جذاب و پر نشاط است. احساساتی و رویایی است
+ نوشته شده در
88/05/23ساعت   توسط داود خطیبی
|
| باردار شدن یك دختر 25 ساله از یك مرد 80 ساله |
 | |
 |
یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده.
یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل.. همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش.
شكارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین! پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره! حتما' یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده! دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا' منظور منم همین بود | | |
+ نوشته شده در
87/12/17ساعت   توسط داود خطیبی
|
در كودكي پستي ، در جواني مستي ، درپيري سستي ، پس كي خدا پرستي
**********************************************************
با اینکه از تو دلتنگم،ولی با تو نمی جنگم
نگاه کن با دل عاشق،هنوزم با تو یکرنگم
تویی عزیزتراز جونم،گل یاس توی گلدونم
هوای عشق تو دارم تا وقتی از تو میخونم.....
**********************************************************
درسكوت دادگاه سرنوشت عشق برما حكم سنگيني نوشت گفته شد دلداده ها ازهم جدا واي براين حكم واين قانون زشت!
**********************************************************
قهوه سه خاصيت داره: رقيقه مثل قلبت ,خوش رنگه مثل چشمات, تلخه مثل دوريت
**********************************************************
می دونی چرا بین انگشتهای دست فاصله است؟ واسه اینکه یکی باشه تا با دارو گرم نميکنه ولى آدمو دل گرم ميکنه!
**********************************************************
آدما مثل كتابن تا تموم نشن جذابن خودتو جلوي ديگران تندتند ورق نزن تا زود تموم نشي چون وقتي تموم بشي مي رن سراغ يه كتاب ديگه
**********************************************************
سوت قطار و لحظه ديدار ، قطار رفتو تو رفتى ، من ماندموعطر صداى تو ، من ماندمو1دهان فرياد ، 1سينه پرازآه ، ديدگانى پرآب ، تورفتيومن ماندمو1بغل تنهايي
**********************************************************
سواربردستان سرنوشت برنگاه نوازشگرت سلام کردم وهم آنگاه وداع، آري درغروبي غمباردرپشت کوه خورشيدخون مىنگريست آسمان تاريک بغضي ترکيد
**********************************************************
ازشكستن دوچيزبترس:دلی كه صادقانه دوستت داره دوم كسیكه صادقانه به يادته
+ نوشته شده در
87/12/17ساعت   توسط داود خطیبی
|
آقایان محترم !اگر میخواهید در زندگی خوشبخت باشید! باید این قوانین را رعایت نمایید:
قانون طلايی اول: بايد زنی داشته باشيد که در کارهای خانه کمک کند، خوب آشپزی کند، گردگيری کند...
قانون طلايی دوم: بايد زنی داشته باشيد که سرگرمتان کند، شما را بخنداند، باعث فراموشی غصه شود...
قانون طلايی سوم: بايد زنی داشته باشيد که بتوانيد به او اطمينان کنيد و مطمئن باشيد هيچوقت به شما دروغ نميگويد...
قانون طلايی چهارم: بايد زنی داشته باشيد که در کنارش به آرامش برسيد و از بودن با او لذت ببريد...
قانون طلايی پنجم: خيلی خيلی مهم است که اين چهار زن از وجود يکديگر بيخبر باشند!
+ نوشته شده در
87/12/16ساعت   توسط داود خطیبی
|
میگه : آمدم خونه دیدم زنم با یک مرد روتخته ! ، پریدم بُکُشَمِش تخت شکست ، اینقدر سه تایی خندیدیم !!!
دزدی با اسلحه وارد بانک میشه و بزور اسلحه و تهدید همه پولهای بانک را می گیره.
بعد دزده رو میکنه به یکی از مشتریانی که توی بانک بوده و میگه: تو دیدی که من از این بانک دزدی کنم؟ یارو مرده هم میگه: آره. دزده هم تق با تفنگ میزنه یارو میکشه.
بعد رو میکنه به یه زن و شوهری که اونجا بودند و میپرسه: شما ها چی، دیدین که من از بانک دزدی کنم؟
مرده میگه: من نه، ندیدم ولی خانومم چرا اون دید!!!!!!
از ترکه می پرسن: شما چه روزهایی با خانومت نزدیکی می کنی؟
ترکه میگه: روزهای که توش حرف چ داره!
میگن: بنظر زیاد نمیرسه.
میگه: کم هم نیست، روزای چنبه، یک چنبه، دوچنبه، سه چنبه، چهارچنبه، پنچ چنبه، چمعه!!!!!
ترکه ازدواج می کنه، شب دوم زنش می کشه.
می گیرن می برنش دادگاه، قاضیه میگه: مرد حسابی واسه چی زن جوون بدبختت رو کشتی؟
ترکه میگه: آگای گازی میدوند ما ترکا خیلی باگیرتیم.
من کشتمش چون اون باکره نبود.
قاضیه میگه: خوب اگه باکره نبود چرا همون شب اول نکشتیش؟
ترکه میگه: آخه شب اول بود!!!!
در مجلس سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توان بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.
یکی از میهمانان گفت ولی شما که 28 سال است که با هم ازدواج کرده اید!؟
مرد گفت: خوب من منظورم اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.
+ نوشته شده در
87/12/12ساعت   توسط داود خطیبی
|
+ نوشته شده در
87/12/12ساعت   توسط داود خطیبی
|
جاصابونی بامزه شاید هم چندش آور!
+ نوشته شده در
87/08/23ساعت   توسط داود خطیبی
|
يه کلاغ و يه خرس سوار هواپيما بودن کلاغه سفارش چايي ميده چايي رو که ميارن يه کميشو ميخوره باقيشو مي پاشه به مهموندار. مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي! چند دقيقه ميگذره باز کلاغه سفارش نوشيدني ميده باز يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار
مهموندار ميگه : چرا اين کارو کردي؟
کلاغه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي !
بعد از چند دقيقه کلاغه چرتش ميگيره
خرسه که اينو ميبينه به سرش ميزنه که اونم يه خورده تفريح کنه ...
مهموندارو صدا ميکنه ميگه يه قهوه براش بيارن قهوه رو که ميارن
يه کميشو ميخوره باقيشو ميپاشه به مهموندار مهموندار ميگه چرا اين کارو کردي؟
خرسه ميگه دلم خواست پررو بازيه ديگه پررو بازي.
اينو که ميگه يهو همه مهموندارا ميريزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپيما ميبرن که
بندازنش بيرون. خرسه که اينو ميبينه شروع به داد و فرياد ميکنه
کلاغه که بيدار شده بوده بهش ميگه: آخه خرس گنده و بد ترکیب تو که بال نداري مگه
مجبوري پررو بازي دربياري!!!!!!!!
+ نوشته شده در
87/08/13ساعت   توسط داود خطیبی
|
طفا ابتدا سوالات را پاسخ دهید و سپس جواب ها رو ببینین....
خودتون رو هم گول نزنید...
اما سئوالات !!
مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟
جواب ها
============ ========= ========= =========
مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."
مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید.
مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.
مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید
+ نوشته شده در
87/07/29ساعت   توسط داود خطیبی
|
به غضنفر ميگن : لپ لپ می خری ؟
ميگه : آره !
ميگن : حالا جايزه هم توش داره ؟
ميگه : فكر نمی كنم ، من لپ لپ رو واسه كيفيتش می خرم !
یارو میره تو آشپزخونه میبینه کتریش نیست ؛ اینورو نگاه میکنه نیست اونورو نگاه میکنه هست !
به غضنفر میگن : وبا اومده .
میگه : چیچی آورده ؟!
به غضنفر توپ فوتبال نشون میدن میگن این چیه ؟
میگه : اونقدر ها هم که دیگه خر نیستم ! معلومه زمین شطرنجه !
استاد دختره رو ميبره پای تخته ، ميگه دستگاه تناسلی زن رو بكش !
دختره خجالت می كشه سرشو می ندازه پايين ، غضنفر داد ميزنه ميگه : استاد داره تقلب می كنه !
من الآن بالای برج ایستادم ، شوخی هم ندارم ، اگر بدونم دوسم نداری از همین بالا...
.
با آسانسور میام پایین !
+ نوشته شده در
87/07/05ساعت   توسط داود خطیبی
|
+ نوشته شده در
87/05/05ساعت   توسط داود خطیبی
|
خوردن شيريني خيلي راحته? خوندن داستان شيرين هم راحته? اما پيدا کردن دوست شيرين خيلي سخته! تو چطوري منو پيدا کرد
به نيوتن گفتندبراي چي از افتادن سيب تعجب كردي نيوتن براي اينكه من زير درخت گلابي نشسته بود
به لره ميگن : چي شد مامانت مرد ؟ ميگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد... ميگن افتاد مرد ؟ ميگه:نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکست افتاد . بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ ميگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد . ميگن:خوب ايندفعه مرد ؟ لره ميگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد! بهش ميگن:حتماً ايندفعه مرد ؟ ميگه:بازم نمرد،ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه،با تفنگ زديمش!!
غضنفر به پسرش شك میكنه، بهش میگه: ها كن ببینم، پسره ها میكنه، غضنفر میزنه زیر گوشش و میگه: كره خر، دختربازی میكنی
تا حالا کفشهات رو نگاه کردی؟ 2 تا عاشق،2 تا همراه، که بی هم ميميرن، با هم خاکی ميشن، بدون هم زير بارون نميرن، کاش آدما هم یکم از کفشاشون ياد بگيرن
+ نوشته شده در
87/05/05ساعت   توسط داود خطیبی
|
با همه چيز در آميز و با هيچ آميخته نشو.
در انزوا پاك ماندن نه سخت است و نه با ارزش***
_________________
نبودن هیچ گاه به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست...
+ نوشته شده در
87/05/05ساعت   توسط داود خطیبی
|
كشورهايي كه مي توانيد در آنها با گواهينامه
ايران رانندگي كنيد
سرهنگ رضايي مجد رئيس مركز صدور گواهينامه پليس راهنمايي و رانندگي گفت: بر اساس كنوانسيون ۱۹۶۸ وين رانندگان ايراني با گواهينامه صادر شده از ايران مي توانند تا شش ماه در كشورهاي عضو اين كنوانسيون رانندگي كنند.
به گزارش واحد مركزي خبر ، رئيس مركز صدور گواهينامه افزود: همچنين رانندگان كشورهاي عضو اين كنوانسيون مانند چين ، ژاپن ، لهستان ، سوريه ، سوئد ، سوييس ، فرانسه ، نروژ ، نيوزيلند، روسيه ، مجارستان ، آلمان ، اتريش ، اسپانيا ، ايتاليا ، بلژيك ، پرتغال و برخي ديگر نيز مي توانند تا ۶ ماه با گواهينامه كشور خود در ايران تردد كنند.
چنانچه اقامت رانندگان خارجي در كشور عضو كنوانسيون از ۶ ماه فراتر رود ، راننده بايد گواهينامه همان كشور را اخذ كند.
سرهنگ رضايي مجد خاطرنشان كرد : گواهينامه هاي رانندگي صادر شده در امريكا ، انگليس ، كانادا ، عربستان، امارات عربي متحده و رژيم اشغالگر قدس در ايران اعتبار ندارد.
+ نوشته شده در
87/05/03ساعت   توسط داود خطیبی
|
|
|
| پليس در صورت مشاهده پرتاپ زباله از اتومبيل ها، متخلفان را هفت هزار تومان جريمه مي كند |
در مدت چهار ماه پليس در تهران بيشتر از يكصد هزار راننده را به دليل پرتاب زباله در سطح خيابانهاي جريمه كرده است.
رسول خادم رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران به خبرگزاري فارس گفته است كه پليس در صورت مشاهده پرتاب زباله از اتومبيل ها، متخلفان را هفت هزار تومان جريمه مي كند و تاكنون بيشتر از يكصد هزار اتومبيل جريمه شده اند.
+ نوشته شده در
87/03/22ساعت   توسط داود خطیبی
|
اجراي سرود اي ايران توسط هنرمندان ايراني
براي تماشاي ويديوي اجراي سرود اي ايران توسط هنرمندان
ايراني لطفا
اينجا را كليك كنيد
+ نوشته شده در
87/01/20ساعت   توسط داود خطیبی
|
_ تعداد خدایان در یونان دوازده بوده اما وقتی سیزدهمی وارد می شود یكی از آنها را می كشد و خود به جای او مینشیند و از آن به بعد همه چیز به هم می ریزد و اوضاع خراب می شود.
_ به قول (ویل دورانت) از آنجا كه دوازده عددی بوده كه به 2 و 3 و 4 و 6 بخش پذیر بوده و عدد كاملی به شمار می آمده و درست بعد از آن عدد سیزده است كه به هیچ كدام از آن اعداد بخش پذیر نیست، نحس شده است.
_ مسحیان؛ یهودای خیانت كار را سیزدهمین آن دوازده نفر می دانند.
_ در روز جمعه،13 اكتبر 1307 میلادی تعدادی از اعضای فرقه ای از صلیبیون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فیلیب چهارم، شاه فرانسه دستگیر و محكوم شدند.
_از آنجا كه این عدد را نحس می دانند، بعضی از معماران تا همین اواخر در بناها از ساخت طبقه سیزدهم پرهیز می كردند.
_گاهی پلاك سیزده بر روی نشانی ها گذاشته نمیشود.
_مسیحیان در یك اتاق و پشت یك میز، سیزده نفر (در ضیافت شام) نمی نشینند.
_در هواپیمای ایرباس، صندلی شماره سیزده وجود ندارد.
_سیزده در مسیحیت، عدد یهودا اسخریوطی است.
_عدد اجتماع جادوگران نیز سیزده است.
_در ایران هم در نگاه عامه مردم با شومی عدد سیزده مواجه می شویم
+ نوشته شده در
87/01/17ساعت   توسط داود خطیبی
|
17 بار حامله شد و بار هيجدهم نوزاد سالمش را در آغوش كشيد
يك زن خانه دار 43 ساله بعد از آنكه هفده بار حامله شد و فرزندانش مرده به دنيا آمدند در بار هجدهم حاملگي اش فرزند سالمي بدنيا آورد و مادر شد!
خانم نريمان كوتلو، همسر قادر كوتلو 29 سال براي مادر شدن تلاش كرده بود. و بالأخره با عزمي عظيم توانست طعم مادر شدن را بچشد.
وي كه هفت بار به روش معمول حامله شده بود، سيزده بار هم تحت درمان حاملگي قرار گرفت.
به گزارش وبلاگ ترجمه اخبار تركيه به نقل از كانال خبر7؛ اين زن در 15 بار حاملگي اش هفده جنينش را از دست داد و براي هركدام جداگانه عزا گرفت. اما نه مرگ نوزادانش و نه حرف شوهرش كه "ديگر فايده اي ندارد" او را از تصميمش برنگرداند. شوهر اين زن كه 2.5 ماه قبل فرزندش را در آغوش گرفت در حالي كه بسيار خوشحال بود گفت: به همه چيز مي ارزد!
اين زن كه بعد از حاملگي منجر به تولد فرزندش باورش نمي شد به مدت چهارماه تمام حاملگي اش را مخفي كرد. تا زماني كه بچه اش به دنيا آمد هم باورش نمي شد!
+ نوشته شده در
87/01/13ساعت   توسط داود خطیبی
|
تايلند كشور عجيبيه . هر كشوري توي دنيا به يه چيزي مشهور شده . برزيل با فوتبال و قهوه ، ايران با قالي و گربه ، اسپانيا با ماتادور هاش ، آلمان با اتومبيلهاش ، ايتاليا با مد و لباس و پيتزا و افغانستان هم با ترياك و افيون تو اين آشفته بازار تخصص گرايي و مزيت نسبي ! ، سهمي كه به تايلند رسيده چيزي نيست جز ........... شنيده ام اين كشور عرضه كننده بهترين و بيشترين سرويس هاي جنسي با كمترين قيمته و از همين رو بسياري از توريست ها فقط و فقط با هدف كامجويي اين كشور را انتخاب ميكنند .
راستي چه كسي مقصره ؟ اون پدر و مادر تايلندي كه بچه رو به دنيا آورده اند اما از عهده مخارجش بر نميان و مجبورند اون رو به دست باند هاي برده داري جنسي بسپرند ؟ دولت تايلند كه در ها رو باز گذاشته تا هر كس از راه رسيد با اين توجيه كه داره ارز وارد كشور ميكنه ، دختركان و پسركان اون كشور رو به بستر عيش و نوش خودش ببره ؟ و يا اون توريستي كه از آمريكا و اروپا و ژاپن مياد تايلند تا رويا هاي جنسي سركوب شده اش رو با هم آغوشي با دختر بچه ها و پسر بچه هاي معصوم ارضا كنه ؟ واقعن كي مقصره ؟ بعيد ميدونم مقصري پيدا بشه . اگر هم پيدا بشه احتمالن قرعه به نام اون كودكان بي گناهي ميفته كه توي دوراني كه بايد توي كوچه با هم سن و سالهاشون بازي كنند ، به اجبار بايد شاهد و پذيراي كثيف ترين و حيواني ترين لحظات زندگي مرداني باشند كه تنها و تنها ميشه اونها رو با اين نام توصيف كرد : توريست هاي سكس .
+ نوشته شده در
87/01/13ساعت   توسط داود خطیبی
|
+ نوشته شده در
87/01/10ساعت   توسط داود خطیبی
|
سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!
+ نوشته شده در
87/01/05ساعت   توسط داود خطیبی
|
وقتی از همه جا نا اميد شدی برو توی کوه فرياد بزن که آيا هنوز اميد هست ؟
آن موقع خواهی شنيد که هست هست هست
+ نوشته شده در
87/01/02ساعت   توسط داود خطیبی
|
+ نوشته شده در
86/12/29ساعت   توسط داود خطیبی
|
+ نوشته شده در
86/12/29ساعت   توسط داود خطیبی
|